ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

784

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

آوردن عذرى داشته باشند ميپردازند و بنابر اين چنين خريدن بمنزلهء معاملهء از روى اكراه و اجبار است . و در احتكار كالاهايى بجز خوردنيها و ارزاق زيانى براى مردم روى نميدهد بلكه ساير اجناس را از روى تفنن و تنوع در شهوات خريدارى ميكنند و اموال خود را در آنها جز به اختيار و حرص بذل نمىكنند و از اين رو بپولى كه ميپردازند وابسته نميشوند و دل بدان نمىبندند و بدين سبب كسى كه به احتكار معروف مىشود قواى روحى و نفوس مردم همواره به دو متوجه است چه اموال ايشان را از آنان باجبار ميستاند و بدين سبب سود او مبدل بزيان مىشود ، و خداى تعالى داناتر است . و مناسب اين مقام حكايت شيرينى را از بعضى مشايخ مغرب بدينسان شنيدم : شيخ ما ابو عبد الله الابلى به من خبر داد و گفت در روزگار سلطان ابو سعيد نزد قاضى فاس فقيه ابو الحسن مليلى حضور داشتم بوى پيشنهاد شد كه براى وظيفه و مقررى خود از انواع اموال خراج كدام را مىپسندد ؟ قاضى ابو الحسن مدتى بفكر فرو رفت و آنگاه گفت باج شراب . حاضران خنديدند و در شگفت شدند و حكمت آن را از وى پرسيدند . گفت : هنگامى كه خراجها عموما حرام باشند من نوعى از آنها را برميگزينم كه دلها و نفوس كسانى كه آن را پرداخته‌اند بدنبال آن نباشد ، و شراب از جملهء چيزهائيست كه كمتر ممكنست كسى ثروتش را براى آن خرج كند مگر هنگامى كه از بدست آوردن آن شادمان و طربناك باشد و بر خريدن آن تأسف نميخورد و دل به پول آن نمىبندد و اين ملاحظهء غريبى است و خدا داناتر است [ 1 ] . فصل دوازدهم [ 2 ] در اينكه تنزل قيمتها بسبب ارزان شدن ( كالاها ) به پيشه‌وران زيان مىرساند زيرا چنان كه ياد كرديم كسب و معاش انسان بوسيلهء صنايع يا بازرگانى حاصل

--> [ 1 - ) ] در چاپهاى مصر و بيروت پايان فصل چنين است : « و خدا سبحانه و تعالى آنچه را در سينه آنها پنهان است ميداند » . اشاره به : وَ رَبُّكَ يَعْلَمُ ما تُكِنُّ صُدُورُهُمْ 28 : 69 . سورهء القصص ، آيهء 69 . و آخر فصل مطابق ( ينى ) است [ 2 - ) ] در چاپ ( ك ) فصل چهاردهم است .